فعل‌های عبارتی

فعل‌های عبارتی انگلیسی؛ چیزی که بومی‌زبان‌ها به‌جای فعل کتابی می‌گویند

کلمه‌ها را بلدی ولی دیالوگ را نمی‌گیری، چون شخصیت به‌جای postpone می‌گوید put off. راهنمای کامل فعل‌های عبارتی انگلیسی با ۲۷ نمونهٔ پرتکرار از سریال‌ها.

17 دقیقه مطالعهبه‌روزرسانی ۲۴ مرداد ۱۴۰۵
کلاکت فیلم‌برداری کنار دفترچهٔ یادداشت فعل‌های عبارتی انگلیسی

فعل‌های عبارتی انگلیسی همان چیزی هستند که وسط یک دیالوگ ساده رشتهٔ کلام را از دستت می‌گیرند. جمله پیچیده نیست، تک‌تک کلمه‌ها را هم بلدی، اما شخصیت به‌جای postpone می‌گوید put off، به‌جای determine می‌گوید figure out و به‌جای devise می‌گوید come up with. مغز تو در همان لحظه دنبال کلمه‌ای می‌گردد که اصلاً گفته نشده است و تا بجنبی، دو جملهٔ بعدی هم رفته‌اند.

این دقیقاً توضیح می‌دهد چرا خواندن یک متن انگلیسی برایت آسان است ولی شنیدن یک قسمت بیست‌دقیقه‌ای کمدی سخت. متن‌های نوشتاری پر از فعل‌های تک‌کلمه‌ای و لاتین‌تبار هستند؛ همان‌هایی که در کلاس و کتاب یاد گرفته‌ای. اما زبان گفتاری روی ستون دیگری ایستاده است: فعل‌های کوتاه ژرمنی به‌علاوهٔ یک حرف اضافه یا قید کوچک. همین ترکیب‌های دو یا سه کلمه‌ای، بدنهٔ اصلی مکالمهٔ روزمره را می‌سازند.

در این مقاله اول می‌بینیم فعل عبارتی دقیقاً چیست و چرا معنی‌اش با جمع کردن معنی اجزایش به دست نمی‌آید. بعد سراغ دو چیزی می‌رویم که بیشترین دردسر را برای زبان‌آموز فارسی‌زبان می‌سازند: قانون جداشدنی و جدانشدنی، و مشکل چندمعنایی. سپس ۲۷ فعل عبارتی پرتکرار را در سه دستهٔ موقعیتی با معنی، مثال طبیعی و سریالی که تویش زیاد شنیده می‌شود مرور می‌کنیم. آخر هم درست‌ترین بحث را می‌کنیم: چرا حفظ کردن لیست الفبایی شکست می‌خورد و به‌جایش چه کار کنیم.

فعل عبارتی چیست و چرا معنی‌اش عوض می‌شود؟

فعل عبارتی یعنی یک فعل ساده به‌علاوهٔ یک ذره (particle) — معمولاً حرفی مثل up، out، off، on، over، in یا down. نکتهٔ اصلی این است که حاصل این جمع، یک واحد معنایی تازه است، نه مجموع دو معنی. give یعنی دادن و up یعنی بالا، ولی give up یعنی تسلیم شدن. look یعنی نگاه کردن و after یعنی بعد از، ولی look after یعنی مراقبت کردن.

همین جابه‌جایی معناست که ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه را بی‌فایده می‌کند. اگر در ذهنت run را «دویدن» قفل کرده باشی، run out of milk می‌شود «از شیر بیرون دویدن» و جمله بی‌معنی به نظر می‌رسد. مغز تو ایراد ندارد؛ واحد تحلیل را اشتباه انتخاب کرده است. واحد درست، کل ترکیب است. تا وقتی run out of را یک کلمهٔ واحد نبینی، هر بار از نو گیر می‌کنی.

سه ساختار را با هم اشتباه نگیر، چون رفتار دستوری‌شان فرق دارد و در بخش بعد به کارت می‌آید:

  • فعل + قید مثل turn off، pick up، throw away — این‌ها معمولاً جداشدنی‌اند و مفعول می‌تواند وسط بنشیند.
  • فعل + حرف اضافه مثل look after، run into، deal with — این‌ها جدانشدنی‌اند و مفعول همیشه بعد از ذره می‌آید.
  • فعل + قید + حرف اضافه مثل put up with، look forward to، come up with — سه‌کلمه‌ای‌ها که هیچ‌وقت شکسته نمی‌شوند.

قانون جداشدنی و جدانشدنی، آن‌طور که در گفتار به دردت می‌خورد

کتاب‌ها این بخش را با جدول‌های ترسناک توضیح می‌دهند، ولی در عمل فقط یک قاعده هست که باید در ذهنت جا بیفتد: اگر مفعول ضمیر باشد و فعل جداشدنی، ضمیر حتماً وسط می‌نشیند. یعنی turn it off درست است و turn off it غلط. این را با گوش هم می‌فهمی؛ جملهٔ دوم برای بومی‌زبان صدای عجیبی دارد، مثل «را کتاب بده» در فارسی.

در مقابل، فعل‌های جدانشدنی هرگز شکسته نمی‌شوند: look after him درست است و look him after غلط. برای اسم‌های معمولی هر دو حالت در فعل‌های جداشدنی مجازند — turn off the light و turn the light off هر دو درست‌اند — پس تنها جایی که واقعاً باید حواست باشد، ضمیرهاست. همین یک قاعده نود درصد خطاهای رایج زبان‌آموزان را حذف می‌کند.

فعل عبارتیدرست ✓غلط ✗قاعده
turn offturn it offturn off itجداشدنی
pick uppick her uppick up herجداشدنی
put offput it offput off itجداشدنی
look afterlook after himlook him afterجدانشدنی
run intoran into herran her intoجدانشدنی
get overget over itget it overجدانشدنی
put up withput up with themput them up withسه‌کلمه‌ای، جدانشدنی

یک فعل، چند معنی بی‌ربط: مشکل اصلی که کسی هشدارش را نمی‌دهد

فرض کن pick up را یاد گرفته‌ای: «کسی را سوار کردن». چند قسمت بعد می‌شنوی she picked up Spanish in a year و باز گیر می‌کنی. مشکل این نیست که بلد نبودی؛ مشکل این است که یک فعل عبارتی معمولاً چند معنی کاملاً بی‌ربط دارد و هر معنی در موقعیت خودش زنده می‌شود. این چندمعنایی، نه تعداد فعل‌ها، دلیل اصلی سرگردانی زبان‌آموزهاست.

pick up به‌تنهایی این‌ها را می‌رساند: برداشتن یک شیء از زمین، سوار کردن کسی با ماشین، یاد گرفتن غیررسمی یک مهارت، جواب دادن تلفن، و بهتر شدن اوضاع (business is picking up). get over هم دو کاربرد جداگانه دارد: خوب شدن بعد از بیماری، و فراموش کردن کسی یا چیزی که ذهنت را درگیر کرده است. make up هم می‌تواند «آشتی کردن» باشد، هم «از خودت درآوردن»، هم «آرایش کردن».

راه‌حل، حفظ کردن همهٔ معناها نیست — راه‌حل این است که هر معنی را به یک صحنه گره بزنی. اگر pick up را در صحنه‌ای دیده باشی که کسی جلوی خانه منتظر ماشین است، و بار دیگر در صحنه‌ای که کسی از تلفن زنگ‌خورده حرف می‌زند، ذهنت خودش دو پرونده جدا می‌سازد. همین کاری است که تماشای هدفمند سریال انجام می‌دهد و لیست لغت هرگز نمی‌تواند. روش کامل یادگیری زبان با سریال دقیقاً روی همین اصل بنا شده است.

دفترچهٔ یادداشت با فهرست فعل‌های عبارتی انگلیسی و مثال‌هایشان
یادداشت درست، عبارت را با جمله و صحنه‌اش ثبت می‌کند؛ نه فقط با معادل فارسی.

دستهٔ اول: زندگی روزمره و کارهای هرروزه

این نه فعل، ستون فقرات دیالوگ‌های خانگی و دوستانه‌اند. اگر فقط همین دسته را خوب بگیری، فهم صحنه‌های آشپزخانه، ماشین، خرید و قرار گذاشتن در سریال‌ها به‌طرز محسوسی راحت‌تر می‌شود.

  • pick upFriends

    کسی را با ماشین سوار کردن یا چیزی را از جایی گرفتن و آوردن

    “I'll pick you up at eight, don't be late.”

    ساعت هشت میام دنبالت، دیر نکنی.

  • drop offModern Family

    کسی یا چیزی را جایی رساندن و پیاده کردن

    “Can you drop me off at the station on your way?”

    سر راهت می‌تونی من رو ایستگاه پیاده کنی؟

  • run out ofThe Office

    تمام کردن، دیگر چیزی باقی نماندن

    “We ran out of coffee again this morning.”

    امروز صبح باز قهوه‌مون تموم شد.

  • throw awayThe Big Bang Theory

    دور انداختن، به سطل ریختن

    “Don't throw that away, I still need it.”

    اون رو دور ننداز، هنوز لازمش دارم.

  • show upBrooklyn Nine-Nine

    پیدایش شدن، سر قرار یا جایی حاضر شدن

    “He showed up two hours late and said nothing.”

    دو ساعت دیر پیداش شد و هیچی هم نگفت.

  • hang outFriends

    وقت گذراندن بی‌برنامه با دوستان، دور هم بودن

    “We used to hang out at that café every night.”

    قبلاً هر شب تو همون کافه دور هم جمع می‌شدیم.

  • stay upStranger Things

    بیدار ماندن تا دیروقت

    “I stayed up all night finishing the last season.”

    تا صبح بیدار موندم تا فصل آخر رو تموم کنم.

  • check outStranger Things

    نگاه کردن به چیزی جالب؛ یا تسویه و ترک کردن هتل

    “Check this out, you're going to love it.”

    اینو ببین، عاشقش می‌شی.

  • put awayModern Family

    چیزی را سر جایش گذاشتن و جمع کردن

    “Put your phone away and listen to me.”

    گوشیت رو بذار کنار و به من گوش کن.

دستهٔ دوم: رابطه‌ها، احساس‌ها و دعواها

درام و کمدی هر دو روی رابطه می‌چرخند، پس این دسته پرتکرارترین فعل‌های عبارتی سریال‌هاست. نکتهٔ مهم: بیشترشان بار عاطفی دارند و معادل رسمی‌شان در فارسی خشک به نظر می‌رسد. سعی کن به‌جای معادل تک‌کلمه‌ای، حس جمله را نگه داری.

  • get along withThe Office

    با کسی خوب بودن، رابطهٔ خوبی داشتن

    “I get along with everyone in that office.”

    با همهٔ اون دفتر رابطه‌ام خوبه.

  • break up withFriends

    رابطهٔ عاطفی را تمام کردن، به هم زدن

    “She broke up with him a week before the wedding.”

    یک هفته مونده به عروسی باهاش به هم زد.

  • make upFriends

    آشتی کردن؛ در معنی دیگر، از خود درآوردن

    “They fought for days and then made up like nothing happened.”

    چند روز دعوا کردن و بعد انگار نه انگار، آشتی کردن.

  • put up withBreaking Bad

    تحمل کردن چیزی یا کسی آزاردهنده

    “I can't put up with this attitude anymore.”

    دیگه نمی‌تونم این رفتار رو تحمل کنم.

  • get overSex Education

    کنار آمدن با یک شکست یا فراموش کردن کسی؛ یا خوب شدن بعد از بیماری

    “It took her a year to get over that breakup.”

    یک سال طول کشید تا با اون جدایی کنار بیاد.

  • look up toStranger Things

    کسی را الگو دانستن، به کسی احترام گذاشتن

    “He always looked up to his older brother.”

    همیشه برادر بزرگ‌ترش براش الگو بود.

  • let downTed Lasso

    کسی را ناامید کردن، زیر قول زدن

    “I promise I won't let you down this time.”

    قول می‌دم این بار ناامیدت نکنم.

  • stand up forTed Lasso

    از کسی یا از حق خود دفاع کردن

    “You have to stand up for yourself in there.”

    اون تو باید از خودت دفاع کنی.

  • back offBreaking Bad

    عقب کشیدن، دست از سر کسی برداشتن

    “Back off, this has nothing to do with you.”

    برو کنار، این اصلاً به تو ربطی نداره.

کلاکت فیلم و ظرف پاپ‌کورن؛ نماد یادگیری انگلیسی با فیلم و سریال
هر صحنه یک زمینهٔ کامل است؛ فعل عبارتی داخل همان زمینه یاد گرفته می‌شود.

دستهٔ سوم: کار، برنامه‌ریزی و حل مشکل

این دسته همان‌جایی است که تفاوت انگلیسی کتابی و انگلیسی واقعی بیشترین نمود را دارد. در کتاب postpone و investigate می‌خوانی، اما در جلسهٔ کاری یک سریال، put off و look into می‌شنوی. اگر سریال‌های اداری و جنایی نگاه می‌کنی، این نه فعل را قبل از بقیه بگیر.

  • figure outBreaking Bad

    سر در آوردن، فهمیدن، راه‌حل پیدا کردن

    “Give me a minute, I'll figure it out.”

    یه دقیقه بهم وقت بده، سر در میارم.

  • come up withSuits

    ایده یا نقشه‌ای ساختن و ارائه دادن

    “She came up with a much better plan overnight.”

    یک‌شبه یه نقشهٔ خیلی بهتر سر هم کرد.

  • put offThe Office

    به تعویق انداختن، عقب انداختن

    “Let's put the meeting off until Friday.”

    بیایید جلسه رو بندازیم جمعه.

  • call offSuits

    لغو کردن چیزی که قرار بوده انجام شود

    “They called the whole deal off at the last minute.”

    دقیقهٔ آخر کل قرارداد رو لغو کردن.

  • look intoSherlock

    بررسی کردن، تحقیق کردن دربارهٔ موضوعی

    “I'll look into it and get back to you tomorrow.”

    بررسیش می‌کنم و فردا بهت خبر می‌دم.

  • find outBreaking Bad

    کشف کردن، فهمیدن چیزی که پنهان بوده

    “How did you find out about the meeting?”

    چطور از جلسه خبردار شدی؟

  • bring upSuccession

    موضوعی را در گفت‌وگو مطرح کردن

    “I didn't want to bring it up in front of everyone.”

    نمی‌خواستم جلوی همه مطرحش کنم.

  • take overSuits

    کنترل یا مسئولیت چیزی را به دست گرفتن

    “She's taking over the department next month.”

    ماه دیگه مدیریت بخش رو به عهده می‌گیره.

  • sort outTed Lasso

    سروسامان دادن، حل و فصل کردن

    “We'll sort this out before anyone notices.”

    قبل از اینکه کسی بفهمه درستش می‌کنیم.

فعل رسمی در برابر فعل عبارتی: همان معنی، دو دنیای متفاوت

زبان‌آموز ایرانی معمولاً نسخهٔ رسمی را زودتر یاد می‌گیرد، چون کتاب‌های آموزشی و آزمون‌ها آن را ترجیح می‌دهند. نتیجه‌اش این می‌شود که انگلیسی‌ات درست است ولی کمی رسمی و کتابی به گوش می‌رسد؛ دقیقاً همان تفاوتی که در انگلیسی واقعی در برابر انگلیسی کتابی دربارهٔ آن مفصل نوشته‌ایم. جدول زیر همان جفت‌ها را کنار هم می‌گذارد:

فعل رسمی (کتاب)فعل عبارتی (سریال)جمله‌ای که می‌شنوی
postponeput offLet's put it off until Monday.
tolerateput up withI can't put up with him anymore.
investigatelook intoI'll look into it right away.
cancelcall offThey called the wedding off.
discoverfind outShe found out the truth.
devisecome up withHe came up with a plan.
determinefigure outWe need to figure this out.

هیچ‌کدام از این‌ها غلط نیست؛ فقط سطح زبان (register) فرق می‌کند. در ایمیل رسمی، مقالهٔ دانشگاهی یا رایتینگ آزمون، نسخهٔ رسمی طبیعی‌تر است. در مکالمهٔ روزمره، جلسهٔ دوستانه و هر دیالوگی که در سریال می‌شنوی، نسخهٔ عبارتی. هدف این است که هر دو را داشته باشی و بدانی کجا کدام را بگذاری — نه اینکه یکی را جای دیگری قربانی کنی.

چرا حفظ کردن لیست الفبایی فعل‌های عبارتی شکست می‌خورد

احتمالاً یک بار فایل «۲۰۰ فعل عبارتی پرکاربرد» را دانلود کرده‌ای و بعد از صفحهٔ سوم رهایش کرده‌ای. تقصیر تو نیست. لیست الفبایی سه اشکال ساختاری دارد. اول اینکه back up، bear with و blow up را پشت سر هم می‌گذارد؛ سه چیز کاملاً بی‌ربط که فقط با حرف اول هم‌خانواده‌اند و ذهن هیچ قلابی برای وصل کردنشان پیدا نمی‌کند.

دوم اینکه لیست، معنی را از موقعیت جدا می‌کند. وقتی جلوی pick up فقط نوشته «برداشتن»، تو یک معنی از پنج معنی را حفظ کرده‌ای و در برابر چهار تای دیگر بی‌دفاعی. سوم و مهم‌تر از همه، لیست حالت تشخیص می‌سازد نه حالت تولید: عبارت را در فهرست می‌شناسی، ولی وسط حرف زدن هیچ‌وقت به ذهنت نمی‌آید، چون هیچ‌وقت در بافتی واقعی با آن مواجه نشده‌ای.

فعل عبارتی را نباید حفظ کرد؛ باید آن‌قدر در موقعیت‌های واقعی دید تا خودش بیاید.

به‌جای حفظ کردن، شهودِ ذره‌ها را بساز

ذره‌ها تصادفی نیستند. هرکدام یک بار معنایی کلی دارند که در ده‌ها فعل تکرار می‌شود. اگر این بار معنایی را حس کنی، معنی خیلی از فعل‌های تازه را حدس می‌زنی — و حدس درست، بهترین کمک به حافظه است:

  • up معمولاً حس کامل شدن و تمام کردن دارد: eat up، finish up، use up، drink up. چیزی تا ته انجام می‌شود.
  • out حس بیرون آمدن یا حذف شدن می‌دهد: find out (بیرون کشیدن حقیقت)، run out (ته کشیدن)، throw out، cross out.
  • off حس جدا شدن و قطع شدن دارد: turn off، call off، take off، put off — چیزی از چیز دیگری کنده می‌شود.
  • down اغلب کم شدن یا ثبت شدن است: calm down، slow down، write down.
  • over حس مرور کردن یا رد شدن از روی چیزی دارد: go over، get over، take over.

روشی که جواب می‌دهد: شکار در صحنه، مرور با فاصله

به‌جای لیست، یک چرخهٔ پنج‌مرحله‌ای بساز و آن را روی هر قسمتی که تماشا می‌کنی اجرا کن. این روش کند به نظر می‌رسد ولی چون هر عبارت با یک تصویر و یک صدا ذخیره می‌شود، ماندگاری‌اش با حفظ کردن قابل مقایسه نیست.

  1. 1

    قبل از پخش، آماده شو

    فهرست عبارت‌های کلیدی قسمت را یک بار مرور کن. وقتی بدانی قرار است چه چیزی بشنوی، گوشت آن را می‌گیرد؛ همان کاری که پیش‌آموزش ویوا با نمایش اصطلاح‌ها و زمانشان انجام می‌دهد.

  2. 2

    بار اول بدون مکث ببین

    هدف این مرحله لذت و درک کلی است، نه ثبت لغت. اگر از همان دقیقهٔ اول مدام نگه داری، صحنه از دستت می‌رود و انگیزه‌ات ته می‌کشد.

  3. 3

    بار دوم شکار کن

    این بار روی هر فعل عبارتی مکث کن و معنی‌اش را در همان صحنه ببین. سقف بگذار: پنج تا هشت عبارت برای هر قسمت کافی است.

  4. 4

    با جملهٔ کامل ذخیره کن

    هرگز فقط put off را ذخیره نکن. کل جمله را ذخیره کن، آن هم با ضمیر: Let's put it off until Monday. این‌طور معنی، ساختار و لحن با هم ثبت می‌شوند.

  5. 5

    با فاصله مرور کن

    مرور فاصله‌دار (جعبهٔ لایتنر) عبارت را درست وقتی که در آستانهٔ فراموشی هستی برمی‌گرداند. سه یا چهار بازگشت کافی است تا عبارت از حالت تشخیص به حالت تولید برسد.

شب فیلم با پاپ‌کورن؛ تمرین فعل‌های عبارتی انگلیسی هنگام تماشای سریال
پنج عبارت در هر قسمت، با مرور فاصله‌دار، در یک فصل به بیش از پنجاه فعل عبارتی می‌رسد.

سخت‌ترین قسمت این چرخه، مرحلهٔ سوم است: پیدا کردن معنی درست بدون اینکه از صحنه بیرون بیفتی. اگر برای هر عبارت مجبور باشی مرورگر باز کنی، بعد از سه بار خسته می‌شوی. به همین دلیل ابزار مهم است: دیکشنری آفلاین داخل اپ، سوایپ برای ترجمهٔ فوری یک عبارت، و «جعبهٔ لیسنر» که معنی کلی کل جمله را می‌دهد، نه ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه — همان چیزی که برای فعل عبارتی حیاتی است، چون معنی در کل ترکیب زندگی می‌کند.

آخرین توصیه: فعل‌های عبارتی را جدا از بقیهٔ زبان یاد نگیر. آن‌ها با اسلنگ و اصطلاح در یک اکوسیستم زندگی می‌کنند و در همان صحنه‌ها ظاهر می‌شوند؛ برای همین سری بعد سراغ اصطلاح‌های انگلیسی در فیلم‌ها هم برو. از امشب فقط یک قسمت را با این روش ببین و پنج فعل عبارتی را با جملهٔ کاملشان ذخیره کن. بعد از یک فصل، دیالوگ‌هایی که تا دیروز مبهم بودند، ناگهان شفاف می‌شوند.

Viwa

همین حالا با ویوا تمرینش کن

اپلیکیشن آموزش زبان انگلیسی با فیلم و سریال

ویوا فیلم‌ها و سریال‌های واقعی را به یک دورهٔ آموزش زبان انگلیسی تبدیل می‌کند: صحنه را ببین، هر چه را نگرفتی لمس کن و کلمه‌های مهم را نگه دار — بدون اینکه حتی یک لحظه از پلیر بیرون بیایی.

  • زیرنویس تعاملی: روی هر کلمه بزن تا معنی فارسی و انگلیسی و تلفظش را از دیکشنری آفلاین داخل اپ ببینی.
  • اصطلاح‌ها داخل زیرنویس با رنگ‌های جدا مشخص می‌شوند و معنی واقعی‌شان را هوش مصنوعی استخراج کرده؛ با یک لمس ببینشان.
  • جعبهٔ لیسنر معنی کلی کل جمله را می‌دهد تا لحن، اسلنگ و اصطلاح از بین نروند و ترجمه کلمه‌به‌کلمه نشود.
  • روی کلمه سوایپ کن تا ترجمه شود، ذخیره‌اش کن و جعبهٔ لایتنر درست پیش از فراموش‌کردن، برای مرور برش می‌گرداند.

سوال‌های پرتکرار

فعل عبارتی (phrasal verb) در انگلیسی یعنی چه؟

فعل عبارتی ترکیب یک فعل ساده با یک ذره مثل up، out، off یا on است که معنایی کاملاً تازه می‌سازد. معنی این ترکیب از جمع معنی اجزایش به دست نمی‌آید؛ مثلاً give یعنی دادن و up یعنی بالا، ولی give up یعنی تسلیم شدن. به همین دلیل ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمهٔ آن‌ها همیشه گمراه‌کننده است.

چند فعل عبارتی انگلیسی باید یاد بگیرم؟

برای فهم راحت دیالوگ سریال‌ها، حدود صد تا صد و پنجاه فعل عبارتی پرتکرار بخش عمدهٔ کار را انجام می‌دهد. مهم‌تر از تعداد، عمق است: بهتر است سی فعل را با چند معنی و چند مثال واقعی بلد باشی تا دویست فعل را با یک معادل تک‌کلمه‌ای که وسط مکالمه به دادت نمی‌رسد.

تفاوت فعل عبارتی جداشدنی و جدانشدنی چیست و چطور تشخیص بدهم؟

در فعل‌های جداشدنی مفعول می‌تواند بین فعل و ذره بنشیند و اگر مفعول ضمیر باشد حتماً باید وسط بیاید: turn it off درست است و turn off it غلط. فعل‌های جدانشدنی هرگز شکسته نمی‌شوند: look after him درست است و look him after غلط. ساده‌ترین راه، ذخیره کردن مثال‌ها همراه با ضمیر است.

چرا با اینکه لغت زیاد بلدم، دیالوگ سریال را نمی‌فهمم؟

چون بیشتر لغت‌هایی که یاد گرفته‌ای فعل‌های رسمی تک‌کلمه‌ای هستند، ولی گفتار روزمره روی فعل‌های عبارتی می‌چرخد. بومی‌زبان به‌جای postpone می‌گوید put off و به‌جای tolerate می‌گوید put up with. تا این نسخهٔ گفتاری را یاد نگیری، متن انگلیسی برایت آسان می‌ماند و شنیدن سخت.

بهترین روش یادگیری فعل‌های عبارتی چیست؟

به‌جای حفظ کردن لیست الفبایی، هر عبارت را داخل صحنه‌ای که در آن شنیده‌ای یاد بگیر و با جملهٔ کامل ذخیره‌اش کن، نه به‌تنهایی. بعد با مرور فاصله‌دار مثل جعبهٔ لایتنر برش گردان. پنج تا هشت عبارت در هر قسمت سریال، سقف واقع‌بینانه و پایداری است.

آیا اپلیکیشن ویوا برای یادگیری فعل‌های عبارتی مناسب است؟

بله. ویوا اپ اندرویدی یادگیری انگلیسی با فیلم و سریال است: با زدن روی هر کلمهٔ زیرنویس معنی فارسی و انگلیسی و تلفظش را می‌بینی، اصطلاح‌ها و عبارت‌های ثابت با هوش مصنوعی داخل زیرنویس رنگی می‌شوند، و لغت‌های ذخیره‌شده در جعبهٔ لایتنر برای مرور برمی‌گردند.

پروژکتور سینما و نور روی پرده — اصطلاحات انگلیسی در فیلم و سریالاصطلاحات
19 دقیقه مطالعه

اصطلاحات انگلیسی در فیلم‌ها: چیزی که همهٔ کلمه‌هایش را بلدی و باز نمی‌فهمی

اصطلاحات انگلیسی مهم‌ترین دلیلی هستند که تک‌تک کلمه‌های یک جمله را می‌فهمی و باز معنی جمله را نمی‌گیری. این راهنما بیش از ۳۰ اصطلاح پرکاربرد فیلم‌ها را با معنی، مثال و معادل فارسی می‌آورد.

خواندن مقاله
دو نفر در حال گفت‌وگوی روزمره به انگلیسی — انگلیسی واقعی در برابر انگلیسی کتابیانگلیسی واقعی
16 دقیقه مطالعه

انگلیسی واقعی در برابر انگلیسی کتابی: چرا حرفشان را نمی‌فهمی؟

همهٔ امتحان‌های کلاس را قبول شده‌ای، اما اولین جملهٔ یک انگلیسی‌زبان قفلت می‌کند. این مقاله شکاف میان انگلیسی کتابی و انگلیسی واقعی را باز می‌کند و راه بستنش را نشان می‌دهد.

خواندن مقاله